الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
155
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
الزَّنِيم و المُزَنَّم : مردى از قومى نيست و ناكس است و در ميان آن قوم انگل و زايد است كه تشبيهى است به دو پارهء معلّق و شكافته شده گوش گوسفند كه از طرفين سرش آويخته شده و يا به حلقهاى كه به گردنش آويزان است . خداى تعالى گويد : ( عُتُلٍّ بَعْدَ ذلِكَ زَنِيمٍ « 1 » - 13 / قلم ) . العبد زَلْمَة و زَنْمَة : او خود را به قومى منسوب مىكند در صورتى كه از آنها نيست و اجنبى است . چنان كه شاعر گويد : فأَنْتَ زَنِيمٌ نِيطَ فى آل هاشم * كما نِيطَ خَلْفَ الرَّاكِب القَدَحُ الفَرْدُ ( تو غريبه و ناكسى ، هر چند كه خود را در خاندان هاشم چسبانده و منسوب كنى ، تو مثل آويختگى پيكان بى نوك يا كاسهاى كوچك در پشت زين سوار هستى ) . زني : الزِّنَا : مقاربت نامشروع و بدون عقد شرعى كه لفظش با الف مقصوره است . ( يعنى : همزه ندارد ، چنان كه مىگويند : زَنَى ، يَزْنِي - و اسم فاعلش - زَانٍ - و جمعش - زُنَاة - مثل قاض و قضاة ) ولى اگر ممدود و چهار حرفى باشد بهتر است مصدر دوّم باب مفاعلة يعنى فِعَال باشد مثل زناة كه صفت نسبى آن را - زَنَوِيّ - گويند و عبارت فلان لزِنْية و زَنْية ( با كسره و فتحهء حرف اوّل است ) . خداى تعالى گويد : ( الزَّانِي لا يَنْكِحُ إِلَّا زانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَ الزَّانِيَةُ لا يَنْكِحُها إِلَّا زانٍ - 3 / نور ) و ( الزَّانِيَةُ وَ الزَّانِي - 2 / نور ) .
--> ( 1 ) مربوط به آيات سورهء قلم است كه حالت سرمايه گزاران بيگانه و قوم و قبيله پرستان استعمارگر را اين چنين ياد مىكند : تكذيب كنندگان را اطاعت مكن ، آنها مىخواهند تو نرمى كنى تا نرمى كنند دروغ مىگويند مطيع هر سوگند خورنده فرومايه مشو ، اينان عيب جو و سخن چينند و مانع خير و ستمكار و تجاوزگرند و بعد از همه اينها اجنبى و ناكس و بى حيايند هر چند كه صاحب مال و سرمايه و تبار باشند .